85 نکته اجرایی ساختمان پارت دوم
148. سطح فونداسيون به اين دليل عايق مي شود كه از مكش آب توسط ملات ديوار چيني ها به بالا جلوگيري ميكند.
149. در عايقكاري عمودي روي ديوارهاي آجري بهتر است كه از اندود ماسه سيمان استفاده شود.
150. اصطلاح زهكشي يعني جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به پي ها نفوذ نكند.
151. اگر توسط سفال زه كشي كنيم بايد حتما درز قطعات را با ملات پركنيم.
152. حداقل شيب لوله هاي زه كشي به سمت خوضچه 2 تا 4 درصد مي باشد.
153. حداقل شيب لوله هاي فاضلاب 2 درصد است.
154. براي جلوگيري از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب مي كنند.
155. عليترين نوع لوله كشي فاضلاب از نوع چدني مي باشد كه با اين وجود در اكثر ساختمانها از لوله هاي سيماني استفاده مي شود كه ضعف اين لوله ها شكست در برابر فشارهاي ساختمان مي باشد.
156. سنگ چيني به سبك حصيري رجدار بيشتر در ديوار و نما سازي استفاده مي شود.
157. ضخامت سنگهاي كف پله و روي دست انداز پنجره 5/4 سانتيمتر مي باشد.
158. جهت اتصال سنگهاي نما به ديوار استفاده از ملات ماسه سيمان و قلاب مناسبتر مي باشد كه جنس قلابها از آهن گالوانيزه مي باشد.
159. سنگ مسني معمولا در روي و كنار كرسي چيني نصب مي شود و زواياي اين سنگ در نماسازي حتما بايستي گونياي كامل باشد.
160. در نما سازي طول سنگ تا 5 برابر ارتفاع آن مي تواند باشد.
161. معمولا 30 درصد از سنگهاي نما بايستي با ديوار پيوند داشته باشند كه حداقل گير سنگهاي نما سازي در داخل ديوار 10 سانتيمتر است.
162. در بنائي دودكشها باستي از مخلوطي از اجزاء آجر استفاده شود.
163. در علم ساختمان دانستن موقيعت محلي ، استقامت زمين ، مصالح موجود ، وضعيت آب و هوايي منطقه براي طراحي ساختمان الزامي مي باشد.
164. در طراحي ساختمان ابتدا استقامت زمين نسبت به ساير عوامل الويت دارد و لازم به ذكر مقاومت خاكهاي دستي همواره با زمين طبيعي جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاري نيست.
165. زمينهاي ماسهاي فقط بار يك طبقه از ساختمان را مي تواند تحمل كند.
166. هنگام تبخير آب از زير پي هاي ساختمان وضعيت رانش صورت مي گيرد.
167. زميني كه از شنهاي ريز و درشت و خاك تشكيل شده دج ناميده مي شود كه مقاومت فشاري زمينهاي دج 10-5/4 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.
168. مطالعات بر روي خاك باعث مي گردد وضع فونداسيون ، ابعاد و شكل آن بتوانيم طراحي كنيم.
169. در صحرا براي آزمايش خاك از چكش و اسيد رقيق استفاده مي گردد.
170. سيسموگراف همان لرزه نگار است.
171. خاكي كه برنگ سياه قهوه اي باشد مقاومتش بسيار عالي است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختي انجام مي گيرد.
172. سنداژيا گمانه زني همان ميله زدن در خاك و برداشت خاك از زمين مي باشد.
173. اوگر همان لوله حفاري است.
174. خاك چرب به رنگ سبز تيره و داراي سيليكات آلومينيوم آبدار است.
175. معيار چسبندگي خاك اين است درصد دانه هاي آن كوچكتر از 002/0 ميليمتر باشد.
176. اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاري مي شود.
177. براي جلوگيري از ريزش بدنه و ادامه پي كني و همين طور جلوگيري از نشست احتمالي ساختمان همسايه و واژگوني آن و جلوگيري از خطرات جاني بايد ديوار همسايه را تنگ بست كه تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.
178. ديوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه مي سازند.
179. پي سازي كف آسانسور معمولا 40/1 متر پايين تر از كفسازي است.
180. قديمي ترين وسيله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شيب را اصطلاحا رامپ مي گويند كه حداكثر شيب مجاز آن 12 درصد مي باشد كه ات 5/2 درصد آن را ميتوان افزايش داد.
181. براي ساختن پله گردان بيشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده مي شود.
182. پله معلق همان پله يكسر گيردار است.
183. پله آزاد در ورودي ساختمان به حياط يا هال و نهار خوري استفاده مي شود.
184. پله هاي خارجي ساختمان حتي الامكان مي بايست آجدار باشد.
185. به فضاي موجود بين دو رديف پله چشم پله مي گويند.
186. فواصل پروفيل هاي جان پناه پله 12-7 سانتيمتر مي باشد.
187. شاخكهاي فلزي جتنپناه بهتر است كه از پهلو به تير آهن پله متصل شود.
188. سرگير يا حدفاصل بين دو رديف پله كه رويهم واقع مي شوند حداقل 2 متر مي باشد.
189. طول پله مساوي است با تعداد كف پله منهاي يك كف پله.
190. پيشاني پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق مي شود.
191. براي جلوگيري از سرخوردن در پله لب پله ها را شيار و اجدار مي سازند و گاهي اوقات لاستيك مي كوبند
192. اتصال پله هاي بالا رونده به دال بتني (پاگرد) يه روي دال بتني متصل مي شوند ولي پله هاي پايين رونده در دال بتني بايستي به مقابل دال بتني وصل شوند.
193. اجراي جانپناه پله معمولا با مصالح چوبي زياتر مي باشد.
194. پله هايي كه مونتاژ مي شوند به پله هاي حلزوني معروف هستند.
195. از نظر ايمني اجراي پله فرار با مصالح بتني مناسبتر است.
196. تيرهاي پوشش دهنده بين دو ستون (روي پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن يكنواخت و غي يكنواخت است.
197. گره سازي در چهار چوبهاي درب و پنجره و دكوراسيون بكار مي رود.
198. تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد مي نامند.
199. بالشتك بتوني در زيرسري تيرآهن هاي سقف مصرف مي شود كه جنس آن مي تواند فلزي ، بتوني زير سري و بتوني مسلح باشد.
200. در اجراي تير ريزي سقف با تيرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتني و پليت مناسبتر است.
201. بالشتك هاي منفرد زيرسري ، حداقل ريشه اش از آكس تير ريزي سقف 25 سانتيمتر است.
202. اجراي مهار تير ريزي سقف با ميلگرد معمول تر مي باشد.
203. براي تراز كردن تير ريزي سقف بايد بوسيله سيمان همه در يك افق ترازي قرار گيرد.
204. طاق ضربي از نظر ضخامت به سه دسته تقسيم مي شودكه معمول ترين آن نيم آجره مي باشد كه مهمترين عامل مقاومت در طاق ضربي خيز قوس مناسب است.
205. در زمستان پس از دوغاب ريزي طاق ضربي ، بلافاصله بايستي كف سازي كامل روي سقف انجام شود.
206. اگر هوا باراني باشد پس از اتمام طاق ضربي نبايد دوغاب ريخت.
207. سقفهاي بتني قابليت فرم(شكل) گيري بهتري دارند.
208. وظيفه انسجام و انتقال نيروها در سقفهاي بتني بعهده آرماتور مي باشد.
209. اودكادر سقف هاي بتني به منظور خنثي كردن نيروي برشي بكار مي رود.
210. بطور نسبي عمل بتون ريزي بين دو تكيه گاه مي بايست حداكثر طي يك روز عملي شود.
211. از ويژگي هاي سقفهاي مجوف سبكي آن است كه در اين سقف ها آرماتور گذاري بصورت خرپا مي باشد.
212. تفاوت سقف هاي پيش فشرده با سقف هاي مجوف سفالي كشيده شدن آرماتورها مي باشد.
213. حداقل زمان بريدن ميلگردها در سقفهاي پيش تنيده معمولا 7 روز مي باشد.
214. نيروي كششي ذخيره شده در آرماتور سقفهاي پيش تنيده عامل خنثي كننده نيروي فشاري است.
215. در سقفهاي مجوف هنگامي از تيرهاي دوبل استفاده مي شود كه دهانه و طول تير زياد باشد.
216. قبل از ريختن پوشش بتون در اجراي تيرچه بلوكها ابتدا مي بايست سطح تيرچه و بلوك مرطوب شود.
217. اصطلاحا ميش گذاري در بتن مسلح آرماتورهاي شبكه نمره كم اطلاق مي گردد.
218. حداكثر فاصله دو تير در سقفهاي چوبي 50 سانتيمتر مي باشد.
219. معمولا زمان باز كردن قالبهاي مقعر در سقف هاي بتوني 5 روز مي باشد.
220. استفاده از قالبندي مقعر بتني در سقفهاي اسكلت فلزي و بتني معمولتر است.
221. كابلهاي برق در سقفهاي مقعر داخل لوله هاي فولادي تعبيه مي شود.
222. در ساختمان هايي كه بيشتر مورد تهديد آتش سوزي بهتر است نوع بنا بتني باشد.
223. در كارخانه هاي صنعتي معمولا از سقف اسپيس دكس استفاده مي شود.
224. اصطلاحا مفهوم سرسرا همان سقف نورگير است.
225. در شيشه خورهاي نورگير سقف براي فضاهاي وسيع از سپري استفاده ميشود زيرا از خمش در طول جلوگيري مي كند.
226. مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آكوستيك بر ساقفهاي كاذب عايق در برابر صدا مي باشد.
227. مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آلومينيومي عدم اكسيداسيون آن مي باشد.
228. روش جلوگيري از زنگ زدگي آرماتور در بتن اين است كه جرم آن را مي گيريم و داخل بتن قرار مي دهيم.
229. اتصال سقف كاذب در راستاي ديوارها باعث پيش گيري از جابجايي سقف و تركهاي موئين خواهد شد.
230. قرنيز يكطرفه آب را به يك سمت منتقل مي كند و هنگامي از قرنيز دو طرفه هنگامي استفاده مي شود كه دو طرف ديوار آزاد باشد.
231. قرنيز حتما بايد آبچكان داشته باشد كه آبچكان شياره زير قرنيز مي باشد.
232. قرنيزي كه توسط آجر چيده مي شود هره چيني مي نامند.
233. قرنيز پاي ديوارهاي داخلي به منظور جلوگيري از مكش آب توسط گچ و … و جلوگيري از ضربه ها و خراشها استفاده مي شود و حتما بايد آبچكان داشته باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 15:54 توسط محمدرضا نفیسی
|